خلاصه داستان :
شبی که ماه کامل شد ، مردی به نام عبدالحمید ریگی که مسافتی طولانی را طی کرده تا از شهرستان به تهران بیاید تا کار کند ، به طور اتفاقی با دختری مهربان به نام فائزه منصوری که در جنوب تهران زندگی می کند آشنا می شود و به شدت عاشق و دلباخته ی او می شود اما دختر قصد ماندن در ایران را ندارد و خانواده او نیز از اینکه دخترشان را به شهرستانی دور افتاده بفرستند اصلا راضی نیستند اما ...
«شبی که ماه کامل شد» ازهرجهت فیلم مهمی در سینمای ایران است. اول از همه به دلیل برگزیدن یک موضوع بر گفته از حوادث واقعی که مناقشات زیادی را هم دربرداشته و دیگر اینکه بازماندگان و خانوادههای قربانیان این حوادث هنوز هستند و زخمهایشان تازه است. علاوه بر اینها ،همانند این فیلم، در سینمای ایران انگشت شمار است. فیلمی که با جسارت محض به سراغ یک موضوع واقعی برود در قبال آن برداشت و قضاوت شخصی ارائه کند و بیننده را دعوت کند در قالب آن موضوع به یک قضاوت شخصی برسد.
نظرات